تبليغاتX
نغمه فصلی سرد - خداحافظی تلخ
به وبلاگ من خوش آمدید
کسی مرا به مرگ لحظه ها نمی برد

در جاده ی دوراهی اجبار مانده ام

من تا نهایت یک درد رفته ام

در جسم مرده ی بر  دار مانده ام

از تکرار هر نفس ، هر روز خسته ام

در دقیقه ی کند تکرار مانده ام

من آخرین مسافر بیرا هه ی دلم

در فاش این همه اسرار مانده ام

من در سایه ی نگاه تو خرد می شوم

پشت سکوت سرد انکار مانده ام ...

(( مدتی مهمان دلهای پاکتان بودم . قطره ای از یک احساس را در قالب کلامی از جنس

تنفس باغچه های معصوم یاس به روی حجم سپیدی ریختم و آن را با لهجه ی همه ی

پروانه صفت های این گیتی بی انتها به دلهای زلالتان هدیه کردم و امروز آخرین قطره ی

احساسم را به یادگار گذاشتم . برای تمامی شما دوستان خوبم آرزوی سلامتی و شادکامی

دارم... همه ی شما را یه خدای مهربانم می سپارم . فراموشتان نخواهم کرد. ))

خدانگهدار  .

 روزی سرد از فصلی سرد

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:14  توسط دختر پاییز  |