تبليغاتX
نغمه فصلی سرد - کوچه تردید
به وبلاگ من خوش آمدید

دلم برای شکستن هنوز کوچک بود

و منتهای غمش خواب یک عروسک بود

درون کوچه تردید باز گم شده بود

گناه از تو و من بود ، دل که کودک بود

دوباره پیدا شدو دستهایش پر بود

ز سیبهای محبت که صاف و بی لک بود

و یک سبد گل لبخند و یک بغل آواز

و نقش چشم تو ، بر برگ دفترش حک بود

تو رفتی و دل من از هجوم درد شکست

و دل برای شکستن چقدر کوچک بود...

+ نوشته شده در  ساعت 9:56  توسط دختر پاییز  |